۲۱.۸.۸۷

فکر کردن پا به پای مک الوی

معرفی فیلم اخبارساعت شش


فیلم مستند "اخبار ساعت شش" با نمایی از آدرین،پسر چند روزه راس مک الوی آغاز می شود که به دوربین خیره مانده.نریشن فیلمساز روی صورت بچه اش می گوید : بنظر می آید باعث بهت زدگی او شده ام . شاید هم علت اش،دوربین فیلمبرداری ام باشد.بچه به گریه می افتد و فیلمی شروع می شود که یکی از شخصی ترین و عمیق ترین فیلم های ساخته شده درباره ذات مستند سازی و درگیری های ذهنی یک مستند ساز با جهان پیرامونش است . فیلمی که مصالح خام اش همچون فیلم های دیگر مک الوی (رژه شرمن و زمان نامتناهی) فیلمهای خانوادگی اویند .خودش در این باره می گوید : من به ساخت این فیلم های خانگی از زندگی خودم معتادم . راس مک الوی یکی از مطرح ترین مستندسازان مستقل آمریکایی در دو دهه گذشته است که با فیلم های شخصی اش مسیری متفاوت از روحیه حاکم بر "سینمای مستقیم" آمریکا که وامدار "سینما حقیقت" فرانسه و افراطی تر از آن بود درپیش گرفت .مستند سازان سینمای مستقیم دوربین خود را در یک موقعیت پرتنش به کار می گرفتند و سعی می کردند بدون آنکه دیده شوند نقش ناظری درگیر در ماجرایی بحرانی را بازی کنند.اما فیلمهای مک الوی که به سادگی می گویند به من و زندگی ام نگاه کنید ، نقطه مقابل فیلمهای عینی سینما وریته ای هاست و با رویکرد دوباره و متفاوت به شگرد هایی همچون استفاده از نریشن،ذهنیت فیلمساز را برجسته تر از عالم واقع می نمایانند. قدرت مستند های مک الوی در تشخص بخشیدن به واقعیت زندگی روزمره و به ظاهر پیش پاافتاده خانوادگی و مرکز قرار دادن خودش و خانواده اش به عنوان یک سوژه است .
اخبار ساعت شش مستند بلندی است که به سبک و سیاق دو مستند دیگری که از او دیده ام (رژه شرمن و زمان نامتناهی) تک نفره و با دوربین شانزده میلی متری ساخته شده است . درگیری مک الوی در این فیلم این است که از وقتی پسرش به دنیا آمده بیشتر از قبل ساعاتی را در خانه می گذراند و طبیعتا بیشتر پای تلوزیون و به خصوص اخبار ساعت شش آن می نشیند که مملو از خبرهایی است از حوادث طبیعی و جنایتهای انسانی: کودکانی که ربوده شده اند ، قاتلانی که کشتار جمعی به راه انداخته اند ، دزدی های مسلحانه ، آتش سوزی ها و گردباد و زلزله . دنیای اخبار ساعت شش تمام ذهن او را اشغال کرده و مک الوی به این می اندیشد که چرا در جهانی چنین دیوانه کودکی به دنیا آورده که امنیتش به این سادگی می تواند ناپدید گردد . او که در واقع کارش را به عنوان فیلمبردار استودیویی اخبار یک شبکه محلی آغاز کرد،فیلمی ساخته که خود را اسیر هزارتوی اخبار همین شبکه ها تصویر کرده و حتی نشان می دهد که چگونه در این دوره از زندگی اش،تلوزیون محلی به سراغش می آید تا او را به عنوان کسی که مدام مشغول ثبت زندگی اش است ثبت کند. خبرنگار تلوزیون مایل است بداند که آیا او نمی خواهد روزی به هالیوود برود و فیلم های واقعی بسازد ؟ و او از خودش می پرسد چرا برای مردم فیلمهای هالیوود که سرشار از تخیل و رویا اند واقعی تر از فیلم های مستند هستند ؟ و بالاخره فیلم برداری از واقعیت واقعا چیست ؟ اخبار تلوزیونها چقدر واقعی اند؟و چقدر می توانند واقعیت را منعکس کنند ؟ با بسط و گسترش پلات به ظاهر آشفته فیلم و با چرخش های مدام و سیال روایت های ذهنی فیلم ساز سفرمان به لایه های عمیق تری ادامه می یابد. دیگر تنها فکر کردن به اخبار او را راضی نمی کند.حالا او می خواهد با شخصیت های حادثه دیده از نزدیک صحبت کند و روایت و احساسات آنها را بشنود و به دیدن چند شخصیت مصیبت دیده که در کانون توجه رسانه ها قرار گرفته اند می رود . یکی از این شخصیتها، استیو ، یک مهاجر کره ای موفق و ثروتمند است که یک سال پیش قاتلی روانی با کشتن همسرش رویای آمریکایی او را به هم ریخته است . مک الوی مدتی نزد او می ماند و با هم به رستوران می روند ، گلف بازی می کنند و به کارخانه های جدید او سر می زنند . اما در روز آخر دیدارشان استیو از او می خواهد دوربینش را کنار بگذارد تا از خدا گله کند . خدایی که به نظر او کنترل دنیا را از دست داده است .بعد از ضبط این اعترافات مک الوی به آریزونا می رود که طوفانی سهمگین در آنجا اوضاع را به هم ریخته و گروه های خبری همه جا حضور دارند تا خوراک اخبار ها را تامین کنند.اما مک الوی در میان آنها ، تنها درگیر خانواده ایست که معتقدند خواست خدا باعث شد تا آنان در خانه نمانند و طوفان آنها را از بین نبرد و آنها مدیون خدایی اند که این گونه زندگی شان را هدایت می کند.و این چنین است که این شخصیت ها و تناقض هایشان ما را تا پایان فیلم درگیر می کنند و در انتها جستجوی فیلمساز در باره حقیقت شغلش (اخبار و فیلم های مستند و فیلم های تخیلی و غیر واقعی) به جستجوی حقیقت خدا بر روی زمین تبدیل می شودو به مضمون شک و ایمان پیوند می خورد و به قول خودش: در نهایت گویی علاقه ای نهانی به ضبط حضور خدا بر روی فیلم دارم . هرچند در نگاه اول و با برخورد و داوری ای کلاسیک به نظر می رسد او با فیلمبرداری از زندگی روزمره خود و انتخاب بخش هایی از آن و افزودن تک گویی هایی که توسط خودش بیان می شود مستند هایی بسیار سهل و حتی شلخته می سازد.اما دوربین رها و آزاد او که مدتی قبل ازرواج دوربین های دیجیتال همچون قلم – دوربین به جستجو در مضامین مختلف زندگی مشغول بوده چندان زیبایی شناسی فیلم های کلاسیک سینمای مستند را برنمی تابد.در عین حال تکنیک های قدرتمند پرداخت او شامل نریشن های کنایی و نیش داری هستند که اکثرا خودش را هدف می گیرند و یکی از اصلی ترین جذابیتهای سینمای او،شجاعت و صراحت اش در سوژه قرار دادن خودش به عنوان نوعی ضد قهرمان مدرن در فیلم هایش است که نه تنها پاسخ سوالات را ندارد،بلکه همواره با بهت و ترسی کودکانه به دنیا می نگرد.او با این دید کنایی ، مسئله همیشه پیچیده و شکننده چگونگی ارائه تصویر شخصی در رسانه فیلم را پشت سر می گذارد وتصویری ساده و صمیمی اما عمیق برای ما به یادگار می گذارد .



اخبار ساعت شش
مستند . محصول 1997
کارگردان : راس مک الوی

3 نظرات:

سینمای مستند گفت...

سلام رضاجان.بااین که فیلم را ندیده ام اما تحلیلت به خوبی فضا وحس وحال فیلم رو می رسونه.راغب شدم فیلم رو حتما ببینم.درعین حال چیزی که درتحلیلت برام جالب بود اینه که کاملا حس می شه یک فیلم ساز داره کار فیلم ساز دیگه ای رو نقد می کنه واین ارزش نقدت رو دوبرابرمی کنه.

همشهری کاوه گفت...

عجب سوژه عالی یی دارد... به شدت راغب شدم که فیلمو پیدا کنم و ببینم.... مرسی از معرفی جامعت

هادي گفت...

سلام
من يادمه كه اين فيلمساز و فيلمش رو توي شهروند امروز معرفي كرده بوديد و من اون موقع خيلي دنبالش گشتم اما پيداش نكردم. الان شما جايي رو سراغ داريد كه بشه سه تا فيلمش رو پيدا كرد؟
هادي
hadi_fallahpisheh{at}yahoo{dot}com